سفارش تبلیغ
صبا ویژن
Slide 1

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به یک استفتاء، استفاده از ماهواره را برای دیدن شبکه‌های استانی جایز ندانست.

به گزارش ایسنا این مرجع تقلید در پاسخ به یک استفتاء مبنی بر استفاده از ماهواره برای رویت شبکه‌های استانی، گفت: این کار ذاتا اشکال ندارد، ولی دو اشکال جنبی دارد.

وی ادامه داد: یک اشکال آن این است که داشتن ماهواره طبق مقررات حکومت اسلامی جمهوری اسلامی ممنوع است و مخالفت با مقررات و قوانین حکومت اسلامی شرعا جایز نیست. اشکال دوم این است که تجربه نشان داده ماهواره‌ در هر خانه که وارد می‌شود منشاء مفاسدی می‌شود؛ به‌ویژه برای جوانان که در آن خانه هستند و خیلی از این جوانان قربانی ماهواره می‌شوند.




تفسیر آیات:

 

وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ و ماه شکافته شد، ابن عباس گوید: مشرکان مکّه جمع شدند خدمت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، پس گفتند اگر راست مى‏گویى که پیامبر خدایى پس ماه را براى ما بشکاف و دو نصف کن آن را، پس پیامبر (ص) بآنها فرمود: اگر من این کار را بکنم شما ایمان مى‏آورید؟ گفتند آرى، و آن شب، شب بدر بود یعنى شب چهاردهم ماه بود، پس رسول خدا (ص) از                        ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏24، ص: 10

 پروردگارش درخواست کرد که آنچه آنها میخواهند عطا فرماید، پس ماه شکافته شد و دو نیمه گردید، و رسول خدا (ص) فریاد میکرد اى فلانى اى فلانى شهادت دهید.

ابن مسعود گوید: ماه در عهد و زمان پیامبر خدا (ص) شکافته شد بدو پاره پس رسول خدا (ص) بما فرمود: گواهى دهید، و نیز از ابن مسعود روایت شده که گفت: قسم بآن خدایى که جانم در دست اوست کوه حرا را میان دو نیمه ماه دیدم و از جبیر بن مطعم روایت شده که گفت ماه در زمان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله شکافته شد تا آنکه دو نیمه شد، یک نیمه بر این کوه و نیمه دیگر بر آن کوه دیده شد، پس عدّه‏اى از مردم (که در رأس آنها ابو جهل بود) گفتند محمّد ما را سحر کرد، پس مردى گفت: اگر شما را سحر کرد پس همه مردم را که سحر نکرد.

روات و مخبرین از شقّ القمر

حدیث شقّ القمر را جماعت بسیارى از صحابه رسول خدا (ص) نقل کرده اند که از آنها نامبردگان ذیل‏اند:

1- عبد اللَّه بن مسعود 2- انس بن مالک 3- حذیفة بن الیمان 4- عبد اللَّه بن عمر                        ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏24، ص: 11

 5- عبد اللَّه بن عباس 6- جبیر بن مطعم 7- ابن عمرو جماعت دیگرى.

مفسّرین هم بر همین نظر و عقیده‏اند مگر آنکه از عثمان بن عطاء از- پدرش روایت شده که او گوید: معنایش اینست که بزودى ماه شکافته میشود و این معنى از حسن هم نقل شده و بلخى هم نیز انکار آن را نموده است، و این درست نیست، براى آنکه تمام مسلمین بر این معجزه اجماع کرده‏اند، پس اعتنایى بمخالفت مخالف نیست، چون که اشتهار شقّ القمر در میان صحابه پیغمبر بقدریست که منع میکند قول بخلاف را، و کسى که طعنه میزند و اشکال میکند که اگر شقّ القمر در عصر رسول خدا (ص) واقع شده بود هر آینه بر هیچکس از اهل علم مخفى نمى‏ماند، و گفته این مخالف باطل است، زیرا ممکن است که خداوند تعالى ماه را از بیشتر مردم بسبب ابرو مانند آن محجوب داشته باشد، و براى اینکه این معجزه چون در شب واقع شده، پس ممکن است مردم اقطار عالم در آن موقع خواب بوده باشند، و این موضوع را ندانند مضافا اینکه مردم بتمامى چنین نیستند که در حوادث جوّى و آسمانى تأمل و دقّت داشته باشند «1» و در فضاء آسمان آیه و علامتهائیست مثل سقوط ستارگان و غیر آن از چیزهایى که اکثر مردم از آن غافل هستند

(1)- علّامه بزرگوار و فقیه اهل البیت علیهم السلام آیه اللَّه العظمى نجفى مرعشى مد ظلّه فرمودند: که در چند سال قبل در پکن پایتخت کشور چین کمونیست، ساختمانى خراب شد و آنجا را حفّارى کردند در زیر زمین و سرداب ستونهایى نمایان شد که بر بالاى ستونى بخط چینى نوشته بود این بناء در سال دو نیمه شدن ماه انجام گرفت، و حساب کردند با سال هشتم از بعثت‏

 

(مطابق آمد، پس در جرائد نوشتند، و از مصر هم جماعتى رفتند و آن را دیده و در مجلّات مصرى منعکس نمودند.

پس خلاصه موضوع شقّ القمر که از آیات ظاهرات و معجزات باهرات- پیامبر (ص) بوده و جاى تردید نیست.

 (1)- مترجم گوید: موضوع شقّ القمر و صدور این معجزه و آیه باهره در سال هشتم بعثت پنجسال قبل از هجرت از مسلّمیات کلیه مسلمین و اهل قبله است، و مفسّرین عامّه و خاصه آن را نقل کرده‏اند، و چون این ناچیز مشغول به ترجمه این آیات بودم روز یکشنبه هجدهم محرّم الحرام سال 1402 برابر 24 آبان ماه 1360 که ناعى خبر محنت اثر ضایعه اسفناک و حادثه جبران ناپذیر رحلت و فقدان فیلسوف شرق عالم ربّانى و حکیم متالّه سبحانى مفسّر بزرگوار و نابغه جهان تشیّع آیت اللَّه حاج سید محمد حسین علّامه طباطبائى قدس اللَّه سره را داد که گفتم:

         لا صوت الناعى لفقدک انّه             یوم على آل الرسول عظیم‏

 خبر ندهد خبر دهنده مرگ و فقدان تو را زیرا که آن روز بر خاندان رسالت بسى بزرگ است.

پس براى بزرگداشت و اداء بعضى از حقوق این استاد بزرگ نظر و گفتار آن مرحوم را در این مورد از تفسیر ارزنده المیزان ج 19 ص 58 «کلام فیه اجمال القول فى شقّ القمر» نقل مینمایم:

شقّ القمر بدست پیامبر (ص) در مکّه معظّمه بتقاضاى بعضى از مشرکین از چیزهاییست که همه مسلمین بدون شک قبول دارند و بر آن دلالت میکند از قرآن کریم دلالت واضح و آشکارایى چون سخن حق تعالى:

 «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ» پس آیه دوّم امتناع میکند مگر آنکه بوده مدلول قول خداى تعالى (وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ) معجزه‏اى بود که که نزدیک زمان نزول آیه مذکور واقع شده که از

                        ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏24، ص:




حکم سنگسار

سنگسار چیست و بر چه کسی اعمال می شود؟

در احکام جزایی اسلام، حد زنای محصنه  « رَجْم » (سنگسار کردن) است. منظور از « مُحصن » مردى است که همسر دارد و همسرش در اختیار او است، و « مُحصنه » به زنى مى‏گویند که شوهر دارد و شوهرش نزد او است.

هر گاه کسى با داشتن چنین راه مشروعى، باز هم مرتکب زنا بشود، حدّ او سنگسار است، و این قانون اگر چه در قرآن به آن اشاره‏اى نشده است ولی در احادیث پیامبر صلى الله علیه و آله ومعصومین علیهم السلام به طور مسلّم وارد شده است.

البته باید توجه داشت که نه تنها این حکم، بلکه بسیارى از احکام مسلم شرعى که حتى از ضروریات دین به شمار می آید، در قرآن نیامده است؛ البته ضرورتى هم ایجاب نمى‏کند که تک تک احکام شرعى به صورت مبسوط در قرآن ذکر شود؛ در واقع قرآن همانند قانون اساسی هر کشور است و معلوم است که مجموعه قوانین حقوقی، جزایی، مدنی، و ... ده ها برابر قانون اساسی است که توسط حقوق دانان تنظیم و ارائه می شود.

خداوند وظیفه تبیین وتوضیح آیات قرآن کریم را بر عهده پیامبرصلی الله علیه وآله گذاشته است آنجا که روى سخن را به پیامبر کرده و می فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛ این ذکر را (قرآن را) بر تو نازل کردیم تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى [تا این که آنها در این آیات، و وظائفى که در برابر آن دارند] شاید اندیشه کنند.» 1

و همچنین ما در آیات متعددى اطاعت پیامبر و اهل بیت او (علیهم السلام ) را بر ما واجب نموده است: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الأمر منکم »2؛ و یا اطاعت از پیامبر(ص) را اطاعت از خداوند دانسته است؛ « من یطع الرسول فقد اطاع الله »3

به همین جهت، سنّت که گفتار پیامبر و اهل بیت (ع) است یکى از منابع استخراج احکام شرعى به شمار مى‏رود و بسیارى از احکام شرعى از روایات پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام ) استفاده مى‏شود.

حکم رجم زناکارى که داراى همسر باشد، با تحقق شرایط آن، یکى از مسائلى است که با روایات متعدد - از طرق شیعه و سنی - از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) ثابت شده است، و محل اتفاق جمیع فقها است، بلکه به حد ضرورت و بداهت بین مسلمانان رسیده و جاى تأمل و تردید در این حکم وجود ندارد ؛ و در صدر اسلام نیز به دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله) انجام گرفته است.

« عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الرَّجْمُ حَدُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ وَ الْجَلْدُ حَدُّ اللَّهِ الْأَصْغَرُ ؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند : سنگسار حدّ بزرگ الهی ، و تازیانه زدن حدّ کوچک الهی است»

سنگسار در روایات اهل بیت علیهم السلام

1- امیرالمومنین علیه السلام به این قانون اسلامی اشاره دارند ومی فرمایند: « وَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله رَجَمَ الزَّانِیَ الْمُحْصَن‏؛ مى‏دانید رسول خدا صلى الله علیه و آله زناکار همسردار را سنگسار ‏کرد.» 4

 

2- « عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی الْمُحْصَنِ وَ الْمُحْصَنَةِ جُلِدَ مِائَةً ثُمَّ الرَّجْمَ؛ از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: مرد و زن همسردار (که مرتکب زنا شده باشند) نخست صد تازیانه مى‏خورند سپس سنگسار مى‏شوند .»5

 

3- « عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الرَّجْمُ حَدُّ اللَّهِ الْأَکْبَرُ وَ الْجَلْدُ حَدُّ اللَّهِ الْأَصْغَرُ؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند: سنگسار حدّ بزرگ الهی ، و تازیانه زدن حدّ کوچک الهی است.» 6

 

4- عن عمرو بن قیس قال قال ابوعبدالله علیه السلام :   «وَ إِنَّ اللَّهَ حَدَّ أَنْ لَا یُنْکَحَ النِّکَاحُ إِلَّا مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ فَعَلَ غَیْرَ ذَلِکَ إِنْ کَانَ عَزَباً حُدَّ وَ إِنْ کَانَ مُحْصَناً رُجِمَ لِمُجَاوَزَتِهِ الْحَدَّ؛ امام صادق علیه السلام فرمودند :خداوند مشخص فرموده که رابطه جنسی تنها از راه حلال آن انجام گیرد؛ کسی که از این حکم تخلف کند اگر مجرد باشد تازیانه می خورد، و اگر متاهل باشد رجم می شود، زیرا از حدود خدا تجاوز کرده است.» 7

 

سنگسار در روایات اهل تسنن

سنگسار

1- صحیح بخاری ، ج 22  ، ص 346

«حَدَّثَنَا آدَمُ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ کُهَیْلٍ قَالَ سَمِعْتُ الشَّعْبِىَّ یُحَدِّثُ عَنْ عَلِىٍّ (رضى الله عنه) حِینَ رَجَمَ الْمَرْأَةَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَقَالَ قَدْ رَجَمْتُهَا بِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم ؛ -

شعبی نقل می کند از علی علیه السلام که روز جمعه، زنی را رجم کرد و فرمود : بر اساس سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را رجم کردم .»

 

2- صحیح مسلم ، ج 9 ، ص 75

« و حَدَّثَنِی هَارُونُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ حَدَّثَنَا حَجَّاجُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ : قَالَ ابْنُ جُرَیْجٍ أَخْبَرَنِی أَبُو الزُّبَیْرِ أَنَّهُ سَمِعَ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ : رَجَمَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ رَجُلًا مِنْ أَسْلَمَ وَرَجُلًا مِنْ الْیَهُودِ وَامْرَأَتَهُ ؛ ابو زبیر می گوید از جابر بن عبدالله شنیدم که می گفت : رسول خدا (ص) مردی از اسلم ، و مردی از یهود و زنش را رجم کرد .»

امام صادق علیه السلام فرمودند :خداوند مشخص فرموده که رابطه جنسی تنها از راه حلال آن انجام گیرد؛ کسی که از ین حکم تخلف کند اگر مجرد باشد تازیانه می خورد، و اگر متاهل باشد رجم می شود ، زیرا از حدود خدا تجاوز کرده است

3- مسند احمد ، ج 2 ، ص 184

« حَدَّثَنَا حُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ سَلَمَةَ وَالْمُجَالِدُ عَنِ الشَّعْبِیِّ أَنَّهُمَا سَمِعَاهُ یُحَدِّثُ أَنَّ عَلِیًّا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ حِینَ رَجَمَ الْمَرْأَةَ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَةِ ضَرَبَهَا یَوْمَ الْخَمِیسِ وَرَجَمَهَا یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَقَالَ أَجْلِدُهَا بِکِتَابِ اللَّهِ وَأَرْجُمُهَا بِسُنَّةِ نَبِیِّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ؛ شعبی می گوید : علی علیه السلام وقتی خواست زنی از اهل کوفه را رجم کند ، روز پنجشنبه تازیانه زد و روز جمعه رجم کرد و فرمود: بر اساس کتاب خدا او را تازیانه زدم ، و بر اساس سنت نبی خدا (ص) او را رجم کردم .»

 

4- سنن ابی داوود ،ج 12 ، ص 19

«حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ حَدَّثَنَا وَکِیعُ بْنُ الْجَرَّاحِ عَنْ زَکَرِیَّا أَبِی عِمْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ شَیْخًا یُحَدِّثُ عَنْ ابْنِ أَبِی بَکْرَةَ عَنْ أَبِیهِ: أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ رَجَمَ امْرَأَةً فَحُفِرَ لَهَا إِلَى الثَّنْدُوَةِ ؛ فرزند ابوبکر از پدرش نقل می کند : پیامبر (ص) زنی را رجم کرد ، پس برای او حفره ای تا سینه حفر کردند .»

 

سنگسار حکم الهی قبل ازاسلام

از برخی روایات استفاده می شود که حکم سنگسار مختص اسلام نبوده و در ادیان الهی گذشته نیز سابقه دارد ؛ به طوری که حکم مزبور یعنى (حکم سنگسار کردن زن و مردى که زناى‏ محصنه کرده‏اند) در تورات کنونى در فصل بیست و دوم از سفر تثنیه آمده است. 8

 

فرآوری: زهرا اجلال

گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

پی نوشت ها :

1- نحل ،  44

2- نساء ، 59

3- همان ، 80

4- خطبه 127نهج البلاغه

5- الإستبصارج 4 ، ص  202

6- همان

7- کافى  ، ج 5 ، ص 491 ، حدیث 3

8- تفسیر نمونه ، ج‏4 ، ص 484




 قالَتْ (علیها السلام): أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَکُوا الْحَقَّ عَلى أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ(علیه السلام)

حضرت فاطمه علیها سلام فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ ـ یعنى خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى و متابعت کرده بودند حتّى دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا ـ و دین ـ اختلاف نمى کردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین) مى گردید که او نهمین فرزند از حسین (علیه السلام) مى باشد.
الإمامة والتبصرة: ص 1، بحارالأنوار: ج 36، ص 352، ح 224



عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ صَاحِبَ الْخُلُقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: آنکه خلق نیکو دارد، پاداش روزه گیر شب زنده دار، دارد.
منبع : اصول کافى ج : 3 ص : 157 روایة :5
شب زنده داری و عبادت همراه روزه داشتن در خود سازی نقش مهمی دارند طالب آن باید زحمتش را متحمل شود اما اگر مؤمنی زیرک باشد و شم معنوی داشته باشد با کمترین زحمت فیض مطلوب را خواهد برد. شما خلقت رو خوب کن تا هم شب زنده داری کرده باشی هم روزه داری



وَ لَا تَتَکَلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ لَا یَلِیقُ بِنَا وَلَا بِشِیعَتِنَا وَإِنَّ الْفَاحِشَ لَا یَکُونُ صَدِیقاً
در کلامتان از فحش استفاده نکنید چرا که فحش و بدزبانی زیبنده ما خاندان و شیعیان ما نیست و انسان فحاش شایستگی و لیاقت دوستی ما را ندارد .
کسانی که در صحبت کردنشان هر ناسزایی را به زبان می آورند ،آگاه باشند که اینها را با اهل بیت علیهم السلام کاری نیست و نباید دیگر نام مبارک ایشان را بزبان بیاورند چرا که دوستی با ایشان لیاقت میخواهد و بد زبان و احش این لیاقت را ندارند
مستدرک الوسائل ج12 ص82



قال علی علیه السلام : «مَنْ اسْتَغْفَرَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ کُلَّ یَومٍ سَبْعاً وَ عِشْرِینَ مَرّةً کَانَ مِنَ الَّذِینَ یُسْتَجَابُ لَهُم وَ یُرْزَقُ بِهِم أهْلَ الأرْضِ»
یعنی هرکس روزی بیست و هفت مرتبه برای مؤمنین و مؤمنات طلب غفران و آمرزش کند، از کسانی خواهد بود که دعایشان مستجاب است و اهل زمین به واسطه ایشان روزی داده می‌شوند. این اثری است که طلب مغفرت برای مؤمنین دارد.
دعا کردن در حق دیگران برکات زیادی دارد و به انسان وسعت وجود میدهد و خود خواهی را از انسان دور می کند و ارزشی به انسان میدهد که میشود واسطه فیض حق و خدا هم خواسته او را اجابت میکند
غررالحکم ، ص240



پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : اَلا اُنَـبِّـئُـکُمْ بِخیارِکُمْ؟ قالوا: بَلى یا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ اَحاسِنُـکُم اَخْلاقا اَ لْمُوَطِّـئُونَ اَکْنافا، اَ لَّذینَ یَأْلِفونَ وَ یُؤْلَفون
آیا شما را از بهترین افرادتان خبر ندهم؟ عرض کردند: چرا، اى رسول خدا. حضرت فرمودند: خوش اخلاق‏ترین شما، آنان که نرمخو و بى‏آزارند، با دیگران انس مى‏گیرند و از دیگران انس و الفت مى‏پذیرند.
یکی از مهمترین صفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خوش اخلاقی و گشاده رویی ایشان بود و خداوند متعال خطاب به پیامبر میفرماید : اگر نرم خو و مهربان نبودی همه از گرد تو پراکنده میشدند_بسیاری از ما به دنبال این هستیم که در بین مردم و جمع محبوب باشیم ولی از بخشش لبخندی به دیگران دریغ می.ورزیم یادمان باشید بهترین مردم از نظر بهترین مردم کیست؟
بحارالأنوار، ج 71، ص 396، ح 76



امام على علیه‏السلام : رَأْسُ الْعِلْمِ التَّمْییزُ بَیْنَ الاَْخْلاقِ وَ اِظْهارُ مَحْمودِها وَ قَمْعُ مَذْمومِها
بالاترین درجه دانایى، تشخیص اخلاق از یکدیگر و آشکار کردن اخلاق پسندیده و سرکوب اخلاق ناپسند است.
اگر ما به جای وقت گذاشتن برای کسب علومی که واقعا شاید علم هم نباشد به واکاوی شخصیت و اخلاق خود بپردازیم و نقاط قوت و ضعفمان را بشناسیم و در صدد اصلاح مافات بر آییم صد البته که به قله های بلند انسانیت و کمال خواهیم رسید و کدام دانایی بالاتر و بارزشتر از این است؟
؛(غررالحکم، ح 5267. )



پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : اَبَى اللّه‏ُ لِصاحِبِ الْخُلْقِ السَّیِّى‏ءِ بِالتَّوبَةِ. فَقیلَ: یا رَسول اللّه‏ِ، وَ کَیْفَ ذلِکَ؟ قالَ: لاَِنـَّهُ اِذا تابَ مِنْ ذَنـْبٍ وَقَعَ فى اَعْظَمَ مِنَ الذَّنـْبِ الّذى تابَ مِنْهُ
خداوند از آدم بد اخلاق توبه نمى‏پذیرد. عرض شد: اى رسول خدا، چرا؟ فرمودند: چون هرگاه از گناهى توبه کند در ورطه گناهى بدتر از آن که توبه کرده است مى‏افتد.
بحارالأنوار، ج 73، ص 299، ح 12




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]